تبليغاتX
باکمالات - امام علی(ع)
من خدایی دارم که هر روز او را زیر پا می گذارم

    این شب و روزهای ماه رمضان با نام مولا امیرالمؤمنین عجین شده است. و من هر چه کردم نتوانستم چیزی درخور بنویسم. لذا به سخنان حضرتش بسنده کردم.

گزیده ای از نامه حضرت امیر(ع) به فرزندش امام حسن(ع):

در هر کاری خود را به پروردگارت بسپار که خود را دژی استوار و قلعه ای نگهدار درآورده ای. تنها از پروردگارت بخواه زیرا که هم بخشش و هم نومیدی به دست اوست.

بهترین گفتار سخنی است که سود بخشد و بدان که دانش بی بار و بر هرگز پسندیده نیست و نیز از دانشی که آموختنش روا نیست، هیچ بهره ای نباشد.

خویشتن را از هر گونه پستی و فرومایگی باز دار، هر چند ترا به آرمانت رساند، زیرا هرگز برای آنچه از خود بر سر این کار می گذاری، عوض نگیری و بر نداری.

و زنهار، به آرزو دل مبند که کار بی خردان است و خرد به خاطر سپردن تجربه ها است و بهترین تجربه ها آن است که ترا پند آموزد.

همواره فرصت را غنیمت شمار پیش از آن که به حسرت و اندوه انجامد.

خشم خویش را اندک اندک فرو خور که من فرجامی شیرینتر و پایانی گواراتر از آن ندیده ام، و در برابر آن که بر تو خشم می گیرد نرمخو باش، باشد که به نرمی و مهر گراید.

هرگاه خواستی از برادرت ببُری، جایی برای وی از دوستی باقی گذار تا اگر روزی پشیمان شد، راهی برای بازگشت داشته باشد.

وبدان پسرم، که روزی بر دو گونه است. یکی روزی و رزقی که تو آن را بجویی و دیگر آن روزی که ترا بجوید و اگر تو بسوی او نروی، او به سوی تو می آید.

چه زشت است فروتنی کردن به هنگام نیازمندی و جفاکاری به گاه بی نیازی.

زنهار، از آنهایی مباش که پند و اندرز در آنها اثر نمی کند مگر به آزاز و زور، که خردمند با دانش و ادب پند گیرد.

هوس رانی با بدبختی انبازند.

غریب کسی است که دوست و یاوری ندارد.

هر که پا از حق برون نهد به تنگنا در افتد، و هر که قدر خویش بداند هماره پایدار ماند.

چه بسا بینا که ره گم کند و بسا کور که به راه راست درآید.

در بدکاری درنگ کن زیرا هر لحظه که خواهی به سوی آن توانی شتافت.

---------------------------------------------------------------------

و از سخنان حضرتش:

دیر نمی پاید که معلوم شود چه کسی سود برده است و رشک برندگان افزونتری دارد.
                                                                     "خطاب به ابوذر، هنگام تبعید به ربذه"

افسوس که اهل یاد از میان رفتند و مشتی حافظه باخته و فراموشکار بر جای مانده اند.
                                                                               "خطاب به ابن عباس"

به خدا سوگند چنان باطل را نقب زنم و دل آن را بشکافم تا حق از پهلویش بدر آید.

پسرم، از فقر به خدا پناه جوی، که فقر ناقص کنندۀ دین است و دهشت زای عقل و عامل نفرت و بغض.

ای مردم از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید که من به راه های آسمان داناترم از راه های زمین.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/10ساعت 11:3  توسط سعید |