تبليغاتX
باکمالات - تهران بعد از یک شب بارانی
من خدایی دارم که هر روز او را زیر پا می گذارم

     یکی دو روزه که آسمون دلش گرفته، دیشب بارون می بارید. پریشب هم که یک بارون مَشتی خودشو به در و دیوار می کوبید. امروز صبح که اومدیم شرکت هوا هنوز ابری بود و تنش از بارون دیشب خیس. حمیدرضا گفت: "ببین چه منظرۀ قشنگی! حال میده برای عکس گرفتن. دوربینت همراهته؟" گفتم: "نه! ولی تورج موبایلش عکسای خوبی می گیره." اینطوری شد که دلاور چندتا عکس گرفت و ما هم دو صحنه از اونا رو بُرش زدیم، که ملاحظه می فرمایید.

تهران بعد از یک شب بارانی

 

تهران بعد از یک شب بارانی

دو ساعت بیشتر نگذشته بود که باز حمیدرضا اومد و گفت:"بچه ها رنگین کمان رو ببینید چقدر قشنگه!"...

رنگین کمان بعد از یک شب بارانی در تهران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت 11:13  توسط سعید |