![]() |
![]() |
|
| من خدایی دارم که هر روز او را زیر پا می گذارم |
|
دو خون است که هرگز، تا ابد، تا قیام قیامت از دستان زمین و چهرۀ آسمان پاک نمی شود. یکی خونی که در سحرگاه نوزدهم رمضان از فرق علی بر دامن زمین ریخت و دیگری خونی که در عصر عاشورا از گلوی حسین بر سینۀ آسمان. و حسین، ابالفضل، زینب، این سه قامت رعنای عشق و هفتاد نخل سربلند و حماسۀ بی همتای عاشورا و شکوه پر عظمت این حماسه، قامت زمان را در انحنایی افکنده است که هم تعظیم است و هم بازگشت. تعظیم به یگانگی عشق و بازگشت به مکتب سرخ عاشورا. و این است راز چشمان سرخ و گُر گرفتۀ خورشید در هر سپیده دم و بیرق به خون نشسته اش در هر غروب. هر روز که فرا می رسد حماسه آغاز می شود و چون به پایان می رسد لاله های داغدار سر بر می آورند و شعله های جنون زبانه می کشند... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/09ساعت 11:46 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آمار روزانه |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
تفسیر نمونه Persian Data ملکوت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
باکمالات بازخوانی یک پرونده گزیر خاطرات یک "من" devinelove |
|
RSS
|